دکتر «مارتين سليگمن» بنيانگذار جنبش روانشناسي مثبت در دهه قبل مي گويد؛
«تصور کنيد دارويي کشف شده است که مي تواند طول عمر شما را هشت الي 9 سال
بيشتر کند. احساس خوشبختي همان دارو است.» محققان در زمينه خوشبختي به
پشتوانه هزاران تحقيق در اين مورد مي گويند «خوشبختي ساختني است». تحقيق
روي چهار هزار دوقلو نشان داده است که ژنتيک حدود 50 درصد در ميزان خوشبختي
انسان نقش دارد. پس حتي اگر به جاي خوش اخلاقي، اخم کردن را به ارث برده
باشيد، باز هم محکوم به زندگي توام با اخم و ناراحتي نيستيد. همچنين
امتيازاتي نظير سلامتي، ثروت، تحصيلات يا زيبايي مي تواند 10 درصد به
خوشبختي کمک کند و 40 درصد باقي آن بستگي به آن دارد که چگونه خود را شاد
سازيد و خوشحال باشيد. دکتر «مارتين سليگمن» مي گويد؛ «اين يک مساله گمراه
کننده است زيرا بيشتر مردم تصور و فکر مي کنند چيزهاي ظاهري مانند داشتن يک
خانه بزرگ، يک شغل عالي، يک بليت لاتاري برنده شده، زندگي را شادتر کنند
در حالي که آنها فقط يک شادي موقتي را به ارمغان مي آورند و هيجان و شادي
ناشي از آنها کم کم رنگ مي بازد.»تحقيقاتي که روي جدول روند احساس خوشبختي در طول عمر انسان به عمل
آمده است، نشانگر آن است که بعد از حتي بهترين و شادترين دوران کودکي،
احساس خوشبختي و شادي در دوران نوجواني و اوايل جواني کاهش مي يابد اما با
افزايش سن اين احساس نيز بيشتر مي شود. در واقع برخي دانشمندان معتقدند در
سنين پيري، احساس خوشبختي و رضايت خاطر بسيار بيشتر مي شود زيرا افراد مسن
با پيشامدهاي زندگي مانند جوانان با شدت و حساسيت برخورد نمي کنند و نسبت
به جوانان نگرش مثبت تري به زندگي دارند و همچنين پس از گذراندن عمري درک
کرده اند که زندگي کوتاه تر از آن است که بتوان آن را سخت گرفت و در نتيجه
سعي مي کنند در زندگي، افراد يا چيزهايي را که موجب ناراحتي شان مي شود به
کلي ناديده بگيرند. دکتر «ويل فليسون» روانشناس دانشگاه wake Forest مي
گويد صرف نظر از سن و خلق و خو، هر کسي مي تواند رفتارش را تغيير دهد و
خودش را آدم شادتري کند. بي شک در هر موقعيتي هر کسي راهي براي بالا بردن
روحيه خودش پيدا مي کند. دکتر «فليسون» مي گويد؛ «با انجام کارهايي هر چند
کوچک اما با انرژي و مهيج مي توانيد اثر مثبتي روي حالت روحي خود بگذاريد و
حال تان را بهتر کنيد. يکي از اين کارها خنديدن با صداي بلند است که بسيار
روحيه را شاد مي کند.»
راهکارهايي جهت افزايش احساس شادي و دور شدن از اخم کردن؛
- روابط اجتماعي خود را بيشتر کنيد. اگر تمام روز پشت ميز کامپيوتر
نشسته ايد، بلند شويد و با ديگران معاشرت کنيد. بي ترديد رفتن به سالن
تئاتر يا سينما بهتر از نگاه کردن يک فيلم به تنهايي در خانه است.
- از تمام چيزهايي که به خاطر داشتن شان ممنون هستيد، فهرستي تهيه
کنيد. در واقع اين کار مي تواند کمک بزرگي به احساس رضايت خاطر شما کند.
- هر تجربه خوشايندي را که طي روز داشته ايد از نظر بگذرانيد و فکر کنيد که چگونه مي توانيد آنها را بيشتر کنيد.
- اگر قرار است براي مثال بين خريد يک ماشين جديد و يک مسافرت
خانوادگي، يکي را انتخاب کنيد بي ترديد چمدان هايتان را ببنديد زيرا حتي
شيک ترين ماشين هم پس از مدتي برايتان معمولي و يکنواخت مي شود اما يک
خاطره خوش از يک مسافرت لذت بخش دائمي است و براي هميشه با شما مي ماند.
- دکتر «مارتين سليگمن» مي گويد؛ «شوخي در زندگي مانند نمک روي گوشت است. به شوخي ها با صداي بلند بخنديد.»
- نيمه پر ليوان را ببينيد. هميشه سعي کنيد چيزهاي خوب زندگي را
ببينيد. اگر مورد هجوم افکار منفي در مورد زندگي تان قرار گرفته ايد و فکر
مي کنيد زندگي کنوني شما در حال سقوط است، صبر کنيد، و صادقانه دوباره به
زندگي تان فکر کنيد. آن وقت خواهيد ديد که بسياري از نکات مثبت را ناديده
گرفته ايد.
- کارهايي از سر نيکي و مهرباني انجام دهيد. اين کارها هر چند کوچک
باشد، به همان اندازه که موجبات خوشي و لذت را براي ديگري (کسي که کارهايي
برايش انجام داده ايد) فراهم مي کند، خود شما را نيز خوشحال مي سازد.
- لحظه را دريابيد. به جاي آنکه منتظر شويد تا موضوع مهمي را جشن
بگيريد، مي توانيد همين امروز اين کار را انجام دهيد. براي شادي نياز به
دليل خاصي نيست.
- بي شک ساده زيستي به احساس خوشبختي افراد کمک مي کند. همچنين نااميدي دشمن بزرگ خوشبختي است، پس هرگز اميدتان را از دست ندهيد.
- نگرش مثبت داشتن به اين معنا نيست که شما هرگز نبايد غمگين يا
ناراحت باشيد. خوشبختي به معناي نبود غم و ناراحتي نيست. دکتر «ديويد
اشپيگل» از دانشگاه استنفورد مي گويد؛ «کساني که تلاش مي کنند احساس غم و
ناراحتي خود را سرکوب کنند بيشتر مضطرب و افسرده مي شوند. پس بايد با پيدا
کردن راه حلي براي ناراحتي، آن را کنترل کرد.»
- دوست داشتن ديگران و احساس همدردي نسبت به آنان کليدي جهت باز کردن درهاي خوشبختي است.